قريب به پنج سال قبل "روزمزه گي ها" متولد شد. در فضايي متفاوت و درجمعي دوستانه كه از دانشگاههاي مختلف در "كانون اميد" جمع ميشديم تا در سايه نااميدي از آيندهاي دور، اعتقاد به اميد را براي آينده نزديك خويش زنده نگهداريم.از اين رو در فضاي مجازي با عنوان "ستون كاغذي " هريك صفحهاي داشتيم تا از اميدها و نااميديها براي خود و ديگران بگوييم. ستون كاغذي همچنان پابرجاست، اما مدتها است كه ديگر از روزمزه گيهايم در آن ننوشتم، چرا كه ديگر روزمزه گيهايم در گوش هماني كه به روزهايم طعم و طراوت ميبخشيد زمزمه ميشود. اما باز هم دوست دارم از روزمزه گيهايم بنويسم. در فضايي متفاوت از قبل و در روزگاري متفاوت تر از قبل از روزهايي خواهم نوشت كه با طعم شيرين يك آب نبات پرتغالي به بستر خواهم رفت تا روزهايي كه طعم تلخ بادام آن را تامدتها در گلويم حس خواهم كرد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 23:49  توسط مریم شبانی
|
