داستان ثبت نام دانشجویان ستاره دار این روزها مسیر جالبی را طی می کند. معاون وزیر علوم در یک مصاحبه اصل جریان را تایید می کند و چند ساعت بعد وزیر علوم با عصبانیت کل قضییه را از ریشه منکر می شود و در این میان البته دانشجویان ثبت نام نشده مصادیق زنده حقیقت موجود هستند. دانشجویانی که شکایت به نمایندگان کمیسیون تحقیقات و آموزش عالی مجلس برده اند و یا همان هایی که به دادخواهی وکیل اختیار کرده اند و دیگرانی که هر روز پله های سازمان سنجش و وزرات علوم را برای حل شدن مشکل خود بالا و پایین می روند،مصداق عینی برای تکذیب و رد سخنان وزیر علوم اصولگرا هستند. تعداد این دانشجویان کم نیست اگرچه هفته ای پیشتر تعداد آنها بیشتر از تعداد کنونی بود چراکه گزارش هفته قبل روزنامه اعتمادملی از وضعیت دانشجویان که البته با هوشمندی جایگاه تیتر یک را نیز به خود اختصاص داده بود در کنار موج خبر رسانی دو خبرگزاری ایسنا و ایلنا نقش زیادی در ثبت نام تعدادی از دانشجویان ستاره دار و تسهیل مشکل جمع دیگری داشته و همین نقش والا است که اکنون شکایت وزارت علوم را در سبد روزنامه گذاشته است!
با این حال این روزها کمی از نحوه روزنامه نگاری خود راضی ام چون می دانم و البته شنیده ام که گزارش های اعتمادملی که نتیجه تلاشهای سانازالله بداشتی عزیز بود نقش زیادی در بهبود وضعیت دانشجویان ایفا کرده است. اگر زود نمی جنبیدیم و قضییه را در سکوت پیش می بردیم شاید تمامی دانشجویانی که اجازه ثبت نام نیافتند به سرنوشت دوست عزیزم مهدی امینی زاده دچار می شدند که سال قبل دانشگاه مفید کارشناسی ارشد علوم سیاسی پذیرفته شد و هنوز هم اجازه ثبت نام به او نداده اند. به هرحال این روزها روزنامه اعتمادملی به محل پناه آوری دانشجویان ثبت نام نشده تبدیل شده است. دانشجویانی که با مدارک قبولی در دست می آیند و دردنامه خود را برایمان می خوانند تا لبخندی تلخ را روانه وزیر علوم دولت اصولگرا کنیم و بگوییم :"آقای وزیر صبح بخیر. پیش از تکذیب لطفا کمی به اطراف خود بنگرید!"
کمی امیدوار شده ام به حل مشکل دانشجویان ستاره دار و امروز با خواندن سخنان استاد عزیز دکتر سروش حس روزهای دانشجویی را بازهم تجربه کردم وقتی خواندم که دکتر سروش خطاب به دانشجویان توصیه کرده است:هنر دانشجو اين است که در طوفان با طوفان زندگي کند
این جواب هم خواندنی است:پاسخ سخنگوی دفتر تحکیم به وزیر علوم
