هرکس که روز گذشته( 15 مهرماه) از مسیر خیابان آزادی به سمت انقلاب یا برعکس آن عبور کرده باشد بی شک شاهد صحنه های درگیری هواداران آیت الله سیدحسین کاظمینی بروجردی با نیروهای انتظامی و لباس شخصی بوده است. درگیری هایی که البته شدت آن در نهایت حضور پرشمار و سئوال برانگیز نیروهای ضد شورش را موجب شد و سرانجام امروز صبح هم خبر بازداشت آیت الله و جمع زیادی از هوادارانش پخش شد. اینکه آیت الله کاظمینی بروجردی کیست و چگونه در این سالها توانسته مریدان و هواداران زیادی کسب کند سئوالی بود که در چند ماه اخیر در ذهنم وجود داشت و البته تاحدودی به پاسخ هایی نیز برای بعضی از پرسش هایم رسیدم. دراین مدت و پس از خواندن نامه های آیت الله کاظمینی بروجردی به پاپ و کوفی عنان دانستم که وی از مروجان جدایی دین از سیاست است تاجایی که دفاع از دینداری آزاد اصلی ترین هدف و آرمان او و هوادارانش تعریف شده است. از سوی دیگر این نکته را نیز فهمیدم که آیت الله هیچگونه مقاومتی در برابر مستجاب الدعوه خواندن خود از جانب هوادارانش نداشته و گویی از اینکه او را فردی دارای ارتباطات آسمانی بدانند نیز استقبال کرده است.
به هرحال نکته جالب این بود که آیت الله کاظمینی بروجردی که چندی است هوادارانش را به قیام علیه آنچه استبداد دینی می خوانندش ترغیب می کند سرانجام دیروز را برای تحقق وعده خود و البته به قصد اعتراض نسبت به بازداشت چند تن از مریدانش انتخاب کرد. این چنین شد که دیروز از صبح تا نیمه های شب خیابان های محل سکونت او به منطقه نیمه نظامی تبدیل شد و درگیری های شدیدی میان هواداران آیت الله و نیروهای انتظامی و البته نیروهای لباس شخصی صورت گرفت. و درنهایت نیز بازداشت وی و جمع زیادی از مریدانش را سبب شد. اما برای من که در یک روز گرم مرداد ماه به صورت اتفاقی شاهد اعتراض مریدان آیت الله به بازداشت او بودم دیدن صحنه های دفاع هواداران از او بسیار جالب و البته سئوال برانگیز بود. هواداران آیت الله چنان با اعتقاد قلبی از آرمان خود دفاع می کنند که گویی حتی حاضرند جان خود را نیز برای اعتقاد خود فدا کنند. اما دیدن اینکه آنها با شمشیر و قمه به قصد دفاع از اعتقاد خود به میدان می آیند تنها ذهن را به سمت صحنه های ترسیمی از جنگ های مذهبی می برد. اکنون نیز در قضییه آیت الله کاظمینی تصورم بر این است که نزاعی مذهبی میان این روحانی و هوادارانش با حاکمیت درجریان است. براین اساس است که برخلاف نزاع های رایج سیاسی که خیلی زود در سطح جامعه پراکنده می شود این نزاع تنها به عده ای خاص محدود شده و حتی عموم مردم از اصل جریان نیز بی خبر مانده اند.
اکنون اما می توانم حدس بزنم که نیروی خرافات مذهبی نقش زیادی در تهییج هواداران این آیت الله داشته و دارد. نیرویی که البته در این سالها از جانب اشخاص و جریانات مختلف استفاده های زیادی از آن شده است.