از 120 روز هم گذشت. چهار ماه از بازداشت مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی گذشت. دیگر به بهانه گیری های امیرحسین عادت کرده ایم اما این روزها نگرانی دیگری چشم هایمان را نمناک می کند. زهرا، دختر 9 ساله مهندس موسوی به کودکی سراسر خشم تبدیل شده است. خشم از سیاست و سیاستمداران. با همه کوچکی اش از دنیای سیاست بیزار است و در ذهن خود محکمه ای به وسعت زمین بازی سیاسی ایران دایر کرده است و تاسف این جاست که پدر نیز در محکمه او نقش اولین متهم را بازی می کند.
روزگار غریبی است... هم زهرای کوچک حق دارد که سایه پدر را بالای سر خود داشته باشد و روزهای کودکی خود را در حسرت دوری پدر نگذراند و هم پدری که سیاست را پیشه ساخته وحاضر است تا هزینه تحقق هدف را نیز شخصا بپردازد...اما می دانم که در این آشفته بازار سیاست ایران باید حق بیشتری برای زهرای مهندس موسوی قایل شد. همان زهرایی که از دوران نمایندگی مجلس پدر نیز تنها بیدارخوابی های شبانه برای دیدار پدر را به یاد می آورد و بس...
روزگار غریبی است... ای کاش بهانه گیری های امیرحسین را پایانی باشد و آزادی پدر نیز آبی باشد بر آتش خشم زهرای کوچکی که تحمل هزینه های سنگین حضور در دایره بسته سیاست را خود انتخاب نکرده است.
طعم تلخ سکوت در برابر ظلم /فاطمه حقیقت جو
نامه همسر مهندس موسوي خوئيني همزمان با شبهاي قدر
