تنور انتخابات شوراها درحال گرم شدن است، این را چهره های سیاسی در گفتگوها و مصاحبه های مطبوعاتی خود می گویند. اما به واقع هنوزهم شور و هیجان انتخاباتی همچون شوراها به بدنه جامعه منتقل نشده است، این را بی تفاوتی جامعه و یا حتی بی اطلاعی عموم مردم از انتخابات قریب الوقوع تاحدی ثابت می کند. بگذریم از بازی های انتخاباتی اصولگرایان و بنگریم به تدارک انتخاباتی اصلاح طلبان. هنوز در سبد شعارهای اصلاح طلبان حرف تازه ای نمی بینم که گویی عملکرد غیرقابل دفاع دولت اصولگرا خود اصلی ترین دلخوشی را برای اصلاح طلبان فراهم آورده است تا با یادآوری مشکلاتی که سیاست های این جماعت برای کشور ایجاد کرده عرصه ای برای خودنمایی در مقابل جامعه ایجاد شود. گویی اصلا این حقیقت واجد اهمیت نیست که همین یکسال قبل و پس از شکست در مقابل رقیب اصولگرا بود که سخن از تجدیدنظر و نقد عملکردها زده شد. اما گویی به زعم آقایان باید سرمست بود ازعملکرد اصولگرایان و باید لب به گلایه از مردم گشود و کاستی های رقیب را نمایان کرد و بازهم صندوق رای را با تفاخر به اشاره نشان داد که اگر من باشم چنان خواهد شد و چنین...و در این واگویی مشکلات حکومت داری رقیب به قصد نشاندن مهرخود در دل مردم دلزده بیمی هم نباید داشت از اینکه گاهی خود را گناهکار دانست تا در چرخه پوپولیسم موفقیت ها تنها به نام رقیب ثبت نشود!
این روزها گفتگوهای مطبوعاتی چهره های اصلاح طلب را با وسواس می خوانم تا شاید روزنه ای از امید بیابم و نشانی از تغییر.اما زهی خیال باطل که امروز هم خواندم که جناب تاج زاده ،جماعت اصلاح طلب را به "بد" در مقابل "بدتر" اصولگرا تشبیه کرده و من مانده ام متحیر که چرا در این دیار ایدئولوژیک کسی پیدا نمی شود تا ما را به خوبی رهنمون سازد؟! یا حداقل نمی دانم آنهایی که به بدی خود اذعان دارند! چرا کوچکترین تلاشی برای رفع سوءتفاهم های پیشینی به خرج نمی دهند تا شاید در انتخاباتی دیگر قادر باشند سر بالا گیرند و مجبور نباشند که مردم را به پناه گیری در سایه "بد" از ترس "بدتر" دعوت کنند.
