همین چندماه قبل بود که از آزادی منصور اصانلو، رییس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی شادمان شدم. یک زندانی سیاسی دیگر آزاد شده بود و خاتنواده ای بعد از مدت ها در سایه حضور پدر اطمینان و امید به آینده را جایگزین ترس های پیشینی خود کردند. اصانلو را که در منزلش دیدم اطمینان یافتم که گویی قرار است دیگر رنگ خانه را ببیند و چشمهای نگران همسرش با آرامش هر شب برهم گذاشته شود.اما امروز اصانلو را چشم بسته بردند. چشم هایش بسته بود چون به تازگی از تیغ عمل جراحی خلاصی یافته بود و گویی موعدی بهتر از این دوران برای بردن مجدد او به زندان برای مخالفانش به دست نمی آمد. و دراین وانفسای انتخابات شوراهای شهر گویی باید از کنار بازداشت اصانلو گذشت و به یاد هم نیاورد که اصانلوها امروز هزینه تلاش برای نهادینه ساختن تشکیل و فعالیت های کانون ها و سندیکاهای صنفی مستقل از دولت در این کشور می شوند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 11:36  توسط مریم شبانی
|
