تبليغاتX
روزمزه گی ها - حکایت غریب این روزها...

اين روزها همه براي معروف شدن و بر سر زبانها افتادن به دنبال يك چاه زمزم مي‌گردند! نمونه اين افراد دوستي است كه در روزهاي اخير با نوشتن مطلبي در بلاگستان به خيال خود فاتحه علي افشاري را خوانده است.در اين نوشتار قصد دفاع از علي افشاري را ندارم چراكه او خود عاقل و بالغ است و البته وظيفه پاسخگويي خود را نيز فراموش نكرده است.اما جالب آنكه آن دوست ذوق زده براي فاتحه خواندن بر علي افشاري گفته است: آن كسي كه در داخل كشور تا توانست نان جنبش دانشجويي را خورد...

اين ادعاي عجيب براي من كه زماني عضوي از شوراي تهران دفتر تحكيم بودم قابل تامل به نظر آمد. سئوال من اين است كه آيا افشاري با زندان رفتن نان جنبش دانشجويي را خورده است يا آن عضو محترم جبهه مشاركت كه از صدقه سر جنبش دانشجويي نماينده مجلس شد و حتي سلام عليك با دوستان سابق و دانشجويان را كسر شان خود دانست؟نمي دانم كه اين دوست عزيز آيا معناي نان را نمي‌داند؟چراكه در اين صورت تمام افرادي همچون رحماني،صابر و عليجاني، سحابي و ديگر ملي مذهبي‌ها، گنجي و زرافشان و سلطاني و باقي را بايد كساني دانست كه نان اصلاحات را خوردند و در مقابل عافيت طلبان اصلاح طلب را كه هميشه به دنبال يك سوراخ موش بودند، هزينه پرداز اصلاحات دانست.

به اين دوست عزيز بايد گفت كه در سالهاي گذشته از آن نانها زياد مي‌دادند ولي از آنجا كه اين نانها آدم را از نان خوردن مي‌‌انداخت فقط نصيب كساني شد كه به دنبال شكم سيري نبودند.

...در ضمن آنهايي كه به تازگي وطن پرست شده‌اند آيا مي‌دانند كه پدران معنوي‌شان درسالهاي پس از انقلاب و در ذيل مبارزه با امپرياليسم هر وطن پرستي را خائن به مملكت و اجنبي پرست معرفي كردند؟ تاريخ دوباره تكرار مي‌شود.اما اگر دفعه قبل آن ادعاها به يك فاجعه انجاميد، اين بار ادعاهاي مشابه اين دوستان رنگ و بوي مضحكه دارند.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 14:11  توسط مریم شبانی  |