پس از تمام شدن صحبت با خاله تنها كاري كه تونستم بكنم اطلاع دادن موضوع به بچههاي حوادث روزنامه بود و تلاش براي ارتباط دادن مسئولان مدرسه با انجمن حمايت از كودكان.
من از رفتار پدر دختر تعجب نكردم اما تاسف خوردم ازاينكه مرزهاي انسانيت و توحش هر روز در جامعه كمرنگتر ميشود، اما از يك چيز تعجب كردم و آن اينكه چرا مسئولان يك دبستان دخترانه بايد براي انجام وظيفه انساني خود به دنبال امثال من بگردند. تعجب كردم كه آموزش و پرورش به عنوان بزرگترين نهاد متولي پرورش كودكان و نوجوانان چرا نبايد واحدي براي رسيدگي به چنين اتفاقاتي داشته باشد. فاجعه اين جاست كه مدير اين مدرسه ابتدا از سوي مسئولان اداره آموزش و پروش منطقه نسبت به همكاري با خبرنگاران منع شده بود.
گزارش اين اتفاق همينروزها در روزنامه اعتمادملي چاپ ميشود اما اگر كسي فكر ميكند كه ميتواند كمكي به اين دختر بكند من را بيخبر نگذارد.
