تبليغاتX
روزمزه گی ها - همراهي همدلانه با جنبش زنان

همواره از سخن گفتن و نوشتن درباب جنبش زنان و فعاليت هاي فعالين اين حوزه احتراز داشته ام. بيانيه هاي اين جنبش را امضا كردم و كمتر فراخوان تجمعي را بي پاسخ گذاشته ام. اما ننوشتم نه از آن روي كه حرفي براي گفتن نداشتم ، بدان جهت كه دايره اطلاعات خود از فعاليت در چنين حوزه اي را بسيار محدود مي ديدم. دراين ساليان با دوستان جنبش زنان همراهي كرده ام و البته همراهي هاي صميمانه آنان با حوزه اي كه خود براي فعاليت مدني انتخاب كرده ام را بارها ديده ام. چند روز پيشتر وقتي با عباس عبدي تماس گرفتم تا او را براي سخنراني درباره جنبش زنان در دفتر سازمان ادوار دعوت كنم، مخاطب يك پرسش شدم وقتي كه عبدي پرسيد:"چرا اصرار داريد كه من صحبت كنم و مي خواهيد كه از چه منظري دراين باب سخن بگويم؟" پاسخ گفتم كه:جناب عبدي! نگاه نقاد و جامعه شناختي شما بهترين بهانه اين دعوت است. اما عباس عبدي در مراسم "جنبش زنان؛تهديدها و مقاومت ها" برخلاف انتظار غالب شركت كنندگان در نشست سخني در انتقاد از جنبش زنان به زبان نياورد و از موضعي همدلانه تنها تصويري "واقع گرايانه" در برابر تصوير "آرمانگرايانه" موجود در نحوه فعاليت جنبش زنان ترسيم كرد. عبدي درمقام يك جامعه شناس، فعالين حوزه زنان را به شناخت زيرساخت ها و بستر اجتماعي جامعه ايران دعوت كرد تا درپي آن فعاليت هاي اين جنبش صورتي واقع گرايانه به خود گيرد و اثربخشي آن در زندگي زنان اين كشور لمس شود. عباس عبدي اما با يك توصيه مهم به فعالين جنبش سخنان خود را پايان بخشيد:"مطالبات خود را محدود كنيد و فعاليت خود را براي رسيدن به اين مطالبات محدود سامان دهيد تا از شانس اقبال عمومي بيشتري برخوردار باشيد. مطالبات خود را دسته بندي كنيد و براساس اولويت هريك را مطرح كرده و تاحصول نتيجه دست از آن نكشيد."

خروج عبدي از محل سخنراني اما زمزمه هاي مخالفت را در ميان تعدادي از دوستان و فعالين جنبش زنان برانگيخت. وقتي يك از فعالين جنبش زنان سخنان عبدي را "استدلال هايي بي پايه" مي خواند؛ به فكر فرو رفتم. هرچه در ذهن خود كاويدم، و دست نوشته هايم از سخنان عبدي را بازخواني كردم استدلالي در سخنان اين جامعه شناس نيافتم تا بي پايه بودن و يا برحق بودن را به قضاوت بنشينم. عبدي تنها درسخنان خود تابلويي واقعي از پيشينه و حال و آينده فعاليت اجتماعي زنان ايران تصوير كرد و چند پرسش را چاشني سخنان خود ساخت. و من هنوز متعجبم و از درك دليل دلخوري دوستان از سخنان عباس عبدي عاجز مانده ام اگرچه براين نكته واقفم كه تابلويي واقعي كه عبدي امروز تصوير كرد، به مراتب قابل لمس تر از ايده آلي است كه دوستانم در جنبش زنان سعي در ملموس نشان دادن آن دارند. باورهاي سنتي چنان در ذهن و روح زنان اين ديار رخنه كرده است كه تغيير آنها گاهي لزوم تغيير در انگاره هاي ذهني اليت زنان را نيز مي طلبد. به پا خواستن براي تغيير قوانين نابرابر مستلزم زندگي كردن با باورها و ارزش هايي است كه اين قوانين را رقم زده اند. بدون شناختن جزءجزء يك بستر اجتماعي، نمي توان به نتيجه بخش بودن آرمان ها اميد بست. اينجاست كه مي توان يك پرسش را مطرح كرد و آن اينكه:چرا اكثريت زنان جامعه ايران نه شناختي از اهداف و آرمان هاي جنبش زنان دارند و نه حتي تمايلي به همراهي همدلانه با اين زنان از خود نشان مي دهند؟

جنبش زنان ايران تازه كار نيست. زمان زيادي را پشت سر گذاشته و البته زمان زيادي نيز در مقابل دارد. اما نبض جنبش اين روزها تندتر از هميشه مي زند. باشد كه تجربه گذشته،چراغ راه آينده باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 2:19  توسط مریم شبانی  |