تبليغاتX
روزمزه گی ها - اعتماد ملي، حسين شريعتمداري و ملوانان بريتانيايي

داستان بازداشت ملوانان بريتانيايي و سپس عفو كريمانه آنها از جانب رييس دولت و نهايتا هم بدرقه قهرمانانه اين متجاوزان به آبهاي ايران ديگر به حديثي نخ نما تبديل شده است كه بازگشايي اين پرونده و سخن گفتن از آن تنها تكرار زواياي بي تدبيري مسئولين ايراني است و بس. اكنون اما حسين شريعتمداري داستان ملوانان انگليسي را بهانه حمله به روزنامه اعتمادملي و مهدي كروبي ساخته و اعتمادملي را به حمايت از 15 ملوان بريتانيايي متهم كرده است! جناب شريعتمداري انتشار مطلبي درباره كاهش ورود توريست به ايران درپي بازداشت نظاميان انگليسي را به معناي حمايت روزنامه اعتمادملي از آنان عنوان كرده و با الفاظي برازنده خود و روزنامه كيهان به مهدي كروبي و روزنامه اعتمادملي تاخته و جامه تقوا براي چندمين بار از تن به درآورده است.

آنگونه كه از متن سرمقاله امروز كيهان برمي آيد گويي جناب حسين شريعمتداري مدتي است كه نوبت حمله به روزنامه اعتمادملي را انتظار مي كشيده است كه اكنون اينچنين با بهانه قراردادن مبحثي بي ربط آماج انتقاد را روانه اعتمادملي مي كند. چراكه در جريان بازداشت و سپس آزادي ملوانان بريتانيايي هيچ كس به اندازه محمود احمدي نژاد، رييس دولت اصولگرا، متهم به حمايت از اين متجاوزان نيست . هنوز از حافظه كوتاه مدت مردم ايران نرفته است كه اين اعضاي بلندپايه دولت بودند كه با مهرباني و لبخند متجاوزان به آبهاي ايران را بدرقه كردند و اين رييس دولت مورد حمايت كيهان و كيهانيان بود كه دستان اين متجاوزان را پر از هداياي ايراني كرد تا مبادا نصيب آنان از مهرورزي دولت ايران تنها لبخندي خالي و كت و شلوار اهدايي باشد.

جناب شريعتمداري بازهم چون هميشه براي به كرسي نشاندن سخن خود شواهدي دروغين از حمايت و تسليم جهاني در برابر اقدام ايران را چاشني نوشته خود كرده تا شايد خواننده را هرچه بيشتر در نفرت از روزنامه اعتمادملي همراه خود گرداند اما زهي خيال باطل كه بازداشت ملوانان بريتانيايي اگر در نگاه اول شكستي براي توني بلر بود اما اين سياستمداران انگليسي بودند كه نبض جريان را به دست گرفتند و نهايتا نيز گروگان هاي خود را پيروزمندانه به كشور بازگرداندند. و تاسف اين جاست كه ملوانان بريتانيايي هم خاك ايران را پيروزمندانه ترك كردند و هم پيروزمندانه به كشور خود قدم گذاشتند و نصيب ايران و ايراني از اين واقعه بازهم نگاه هاي نامطمئن غربيان بود و بازهم سيل اتهام كه روانه ايران شد و هنوز هم مي شود؛ چراكه اين جوانان بي گناه انگليسي! چندان كه محمود احمدي نژاد انتظار داشت قدر مهرورزي ايشان را ندانستند و نمك خوردند و نمكدان شكستند تا همين جوانان كم سن و سال به سياستمداران بزرگسال ايراني يادآور شوند كه صحنه بازي ديپلماتيك صحنه بده و بستان است و "مهرورزي" هنوز در ادبيات اين بازي جايگاهي نيافته است.

جناب شريعتمداري روزنامه اعتمادملي را به عدم همراهي با خواست مردم در اين جريان متهم مي كند و مدعي است كه روزنامه از زبان دولتمردان آمريكايي و انگليسي سخن مي گويد و اكنون پرسش اين جاست كه "آيا فضاحت بازداشت و آزادي بي حاصل ملوانان بريتانيايي خواسته مردم ايران است؟" شايد جناب شريعتمداري خوشتر مي دارند تا اين شكست ديپلماتيك را با پسوند مردم نيز مزين كنند تا چون هميشه با اتصال منويات خود و جريان مورد حمايت خود به مردم سقفي دروغين براي آسايش خويش بسازند.

نگاشته حسین شریعتمداری اما نکته قابل تاملی نیز داشت و آن بخشی بود که به نقل خاطره ای از دوران زندان خود در سال های پیش از انقلاب پرداخته و گفته بود که اعضای سازمان مجاهدین از سوی زندانیان مسلمان "منافق "نامیده می شدند. این جابود که هرچه دانسته های خود از تاریخ مبارزات سیاسی دوران انقلاب را مرور کردم به یاد نیاوردم که سال های پیش از انقلاب واژه منافقین در ادبیات سیاسی ایران به کار رفته باشد.در آن سالها اگرچه کاربرد واژه هایی همچون "التقاطی" و یا "اپورتونیست" درمیان گروه های رقیب رواج داشته است اما اعضای سازمان مجاهدین سال های بعد از انقلاب  بود که "منافقین" نامیده شدند نه سال های پیش از انقلاب!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 17:49  توسط مریم شبانی  |