تاريخ دو بار تكرار مي شود، بار اول به صورت تراژدي و ديگر بار در قالب كاريكاتوري از آن تراژدي. بي سبب نيست كه هرساله آغاز طرح "مبارزه با بدحجابي" بي اختيار ذهن را به سالهاي دور در تاريخ معاصر اين سرزمين هدايت مي كند. همان روزهايي كه دستگاه حكومتي رضاخان پوشش از سر زنان و دختران اين سرزمين به اجبار برمي داشت تا به خيال خود، گام هاي ترقي و غربي شدن با شتاب بيشتري برداشته شود. اكنون نيز طرح مبارزه با بدحجابي نه نقطه مقابل كه درواقع اجراي مجدد "كشف حجاب رضاخاني" است البته در قالب و شكلي متفاوت. آن ديگري به اجبار حجاب از سر برمي داشت و اين ديگري نيز به اجبار، حجاب موجود را صورتي ديگر مي طلبد. و درميانه اين منازعه، زنان و دختران ايراني اند كه چوب حراج دولتيان بر متاع آزادي خويش را نظاره گرند و لب فروبسته، تا مبادا فرياد اعتراض در مقابل اين حقارت، دايره آزادي ايشان را تنگ تر از آنچه هست گرداند.
طرح مبارزه با بدحجابي به واقع نمايش بزرگترين تعرض حكومت به آزادي هاي فردي است. اين طرح، نمايشي تهوع آور از "اقتدار" حكومتي است كه براي نجات مقطعي خود از گرداب معضلات دست و پاگير اجتماعي، صورت مسئله پاك مي كند تا تصويري خيالي را جايگزين حقيقت گرداند. تاسف اين جاست كه اين دولتمردان خود زودتر از ديگران حقيقت پنهان شده را فراموش مي كنند و در دايره اي بسته، حكومت داري خويش را به سامان مي رسانند.
آنچه اين روزها در ميادين شهر خودنمايي مي كند، زننده ترين نوع سركوب فرديت شهروند ايراني است؛ و پرسشي كه با ديدن اين صحنه ها در ذهن جاي مي گيرد:" به راستي حكومت ايران مبتني بر چه هدف و قصدي، هرساله اينچنين عريان به مبارزه با آزادي شهروندان خود برمي خيزد؟ آيا دولتمردان به دنبال آنند كه اذهان جوانان اين ديار را – هرچند كوتاه مدت - از بند هر تفكري آزاد كنند و ذهنيت آنان را تنها بريك مسئله كاملا شخصي متمركز گردانند؟ و به راستي آنان از پي اعمال سياست هاي دوره اي انقباضي و انبساطي دستيابي به چه هدفي را طرح ريزي كرده اند؟"
ساده انگاري دولتمردان است اگر بر اين گمان اند كه طرح مبارزه با بدحجابي، شهرونداني متحدالشكل برايشان به ارمغان خواهد آورد. حتي اگر تمامي زنان و دختران اين ديار به اجبار آقايان چادر بر سر اندازند، هيچ توفيقي در پنهان كردن زبانه هاي آتش نارضايتي اجتماعي، حكومتگران را نصيب نخواهد شد. طرح مبارزه با بدحجابي اما بهانه اي است براي تداوم بي دردسرتر حكومتگري حكومتگران. حاميان ايدئولوژيك را بايد راضي نگاه داشت، حتي اگر موجبات اين رضايت طلبي تعرض به آزادي بسياري ديگر از شهروندان اين سرزمين باشد. با تمام اينها اما مجريان طرح مبارزه با بدحجابي خود را به عمد از رويت يك پرده از واقعيت محروم كرده اند. گذري از مقابل اداره مبارزه با مفاسد اجتماعي در خيابان وزراي تهران كافي است تا شاهد صورت "خندان" پدران و مادراني بود كه براي آزادي دختران خود در مقابل اين ساختمان صف كشيده اند. آري! اگر ساليان پيشتر بازداشتگاه وزرا ترس و اضطراب را در دل خانواده ها مي نشاند و خود رعايت استانداردي از پوشش را از دختران خويش طلب مي كردند امروزه اما اين بازداشتگاه به كاريكاتوري بدل شده است كه زنان و دختران گاهي علاقه اي نيز براي ديدن آن از خود نشان مي دهند!
حجاب بهانه است، اجراي طرح مبارزه با بدحجابي نيز خود نشانگر ناتواني و سردرگمي حكومتگران در روبرو شدن با نارضايتي هاي اجتماعي روبه تزايد است. اينجاست كه بايد صورت مسئله پاك شود و سرها به ديگر سو گردانده شود تا حاكمان نفسي به راحتي كشند. حكومتگران اما چشم براين حقيقت بسته اند كه تعرض به آزادي هاي ابتدايي شهروندان براي فرونشاندن خواسته هاي ثانويه آنان، عمر روزهاي حكومتگري آنان را كوتاه تر خواهد كرد. روزي كه تمام زنان و دختران اين سرزمين چادر بر سر كنند، نه روز راحتي حكومتگران كه آن روز نمايش حقيقي "پايان تاريخ"ي براي آنان است.
باید همه چادر سرکنند؟/مسیح علی نژاد
باید همه چادر سرکنند؟/نفیسه زارع کهن
باید همه چادر سرکنند؟/محبوبه حسین زاده
باید همه چادر سر کنند؟/فرزانه سالمی
باید همه چادر سر کنند؟/سولماز شریف
باید مثل من باشی؛ با چادر/ آزاده عصاران
شروع اردیبهشت و کنترل حجاب/مریم میرزا
بی حرمتی به جامعه/محمدعلی ابطحی
بازهم يا روسري يا توسري/آرش حسن نیا
