28 سال قبل و در آغازین ساعت واپسین روزهای بهاری طنین صدای گریه ام لبخند رضایت را بر لبان مادرم نشاند.در 21 خرداد 1357 متولد شدم و از آن پس این روز معیاری شد برای سنجش. کوچکترکه بودم هرسال در روز تولد از من می پرسیدند که آیا می دانم چقدرقد کشیده ام؟! و بزرگتر که شدم روز تولد موعدی شد برای سنجش داشته ها و نداشته هایم. اما هرچه زمان می گذرد سکون نیز جای درخوری در روند زندگی ام می یابد و کفه نداشته ها اگرنه سنگین تر که سبک تر هم نمی شود.امید هم انتظاری واهی برای توجیه نکرده هاست!
با این همه نمی دانم چرا در روز تولد باید شاد بود و سرخوش و من اکنون همچون 28 سال قبل مادرم لبخند رضایتی بر گوشه لب دارم وامیدوار به آتیه ای که افق آن چندان هم امید بخش نیست!
اما نه! ...در افق کوچک خود احساس خوشبختی می کنم...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 11:0  توسط مریم شبانی
|
