يكسال قبل در اين روزها با نام ديگري توسط بعضي از دوستان خطاب قرار ميگرفتم.يك نام كه البته من و بسياري ديگر از دوستان و همفكرانم را از ديگران جدا ميكرد: تحريميها.
فضا،فضاي انتخابات بود و زمان،زمان تبليغ براي كانديداي محبوب. براي كانديداهاي اصلاح طلب احترام قايل بودم و در نوشتههاي آن زمان خود در سايت آفتاب تماما درباره اصولگرايان مينوشتم.اما نميدانم چرا به مرحمت دوستان، ضد اصلاح طلب لقب گرفته بودم و واژه تحريمي را همچون فحشي كه تمام نفرت دوستان را درخود جمع كرده است از زبانشان ميشنيدم و تنها لبخندي تلخ ميزدم و مطمئن از شكست اصلاح طلبان حاضر نبودم راي خود را بارديگر هزينه نداشتههاي آنان كنم و نكردم.ميگفتم باب اصلاحات حكومتي كه بسته شود ميتوان اميد داشت كه اصلاحات اجتماعي از متن جامعه سربرآورد و راه دشوار رسيدن به دموكراسي در جامعه آشوب زده ايران كمي هموار شود.
يكسال گذشت و اكنون دريكسالگي مرگ اصلاحات دوم خردادي بارديگر ميبينم كه دوستان اصلاح طلب با همان پشتوانه غيرقابل دفاع براي انتخابات شوراها آماده مي شوند.گويي تنها زمان گذشته و اصلاح طلبان درپي اتفاقي غيرمنتظره! از قطارقدرت كنارگذاشته شدهاند.فارغ از اينكه آيا تغييري در ديدگاه مردم نسبت به آنها ايجاد شده است يا خير تنها آماده ميشوند تا بار ديگر در استخري خالي شيرجه روند.
ميدانم كه ادامه اين روند به نفع اصلاح طلبان نيست و انتخابات شوراها تنها به صحنهاي براي افزايش تعداد تحريميها تبديل ميشود.گذشت يك سال فرصت كمي براي بازسازي نبود اگر ميخواستند حتما ميتوانستند.مشكل اين جاست كه دوستان نميخواهند....
