بی حوصله و خسته گوشه ای نشسته بودم و با خواندن کتاب خودم رو مشغول کرده بودم که رضا تلفن زد و گفت:" مریم یادداشت احمد شیرزاد را توی وبلاگش خوندی؟حتما بخونش."با خودم فکر کردم حتما بعد از مقاله رضا توی شرق در جواب به شیرزاد و جلایی پور بازم شیرزاد شاکی شده و جواب نوشته است.بی حوصله تر از قبل به اینترنت وصل شدم و با خواندن یادداشت زیبای احمد شیرزاد درباره مهندس سید علی اکبر موسوی تاحدودی بی حوصله گی ام رفع شد. این احمد شیرزاد آدم عجیبی است.هم دوست داشتنی است و هم بعضی وقتها از فرط اصلاح طلبی اعصاب خردکن!اما مطلب آخرش خیلی به دلم نشست،مثل تمام مطالبی که درباره انرژی هسته ای می نوشت.با خواندن این مطلب احساس کردم که هنوزهم چراغ رفاقت را میشود در اوج دعواهای سیاسی در ذهن بعضی دوستان روشن دید.
خودش در زندان- خبرش در سطل آشغال! - محمدجواد روح
به ياد شريعتي و به بهانه بازداشت مهندس موسوي - حسین زمان
آزادمرد هميشه آزاده است - سعید حبیبی
