تبليغاتX
روزمزه گی ها - اکبر محمدی رفت,احمد باطبی را فراموش نکنیم

دفتر کوچک سازمان ادوار تحکیم این روزها به تنها مکان برای برگزاری گردهمایی های اعتراضی تبدیل شده است. گویی گرمای مضاعف هوا نیز قادر نیست حاضرین در این جمع ها را منصرف کند که اگر چنین بود شاید دیروز عصر دفتر ادوار جمعیتی چنین زیاد را میزبانی نمی کرد که آمده بودند تا یاد اکبر محمدی را گرامی دارند و بر شیوه مرگ این زندانی سیاسی اعتراض کنند. اعضای شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم این روزها در غیاب دبیرکل زندانی خویش تصمیم برآن دارند که در روزگار سکوت و خفقان مهر سکوت را بشکنند و تابوی اعتراض را به کنار زنند پس سکوت در مقابل مرگ اکبر محمدی در زندان اوین جایز نبود و باید فریاد اعتراض از نقطه ای شنیده می شد. بازهم ادوار تحکیم و بازهم همراهی اعضای دفتر تحکیم ساعاتی را رقم زد تا جمعی از چهره های سیاسی و فرهنگی این دیار با شرکت در گردهمایی اعتراضی بر نقض حقوق بشر در ایران تاسف خورند و یاد آخرین قربانی نقض حقوق بشر در ایران را زنده نگاه دارند. چه آنکه مطبوعات هم این روزها مرز خودسانسوری را به درجه ای رسانده اند که دادستانی را دیگر خیالی آسوده ارزانی داشته اند. بگذریم که اگر همت اعضای ادوار نبود شاید در گوشه ای از پایتخت نام اکبر محمدی اینچنین بلند شنیده نمی شد اگرچه دوستان جبهه متحد دموکراتیک که زندانیان کوی دانشگاه را منتسب به خود می خوانند در این گردهمایی اعتراضی گویی آمده بودند تا دعوای چندین ساله با تحکیم و تحکیمیان را زنده کنند و چشم پوشند بر اقدام قابل تقدیر ادوار تحکیم در ایجاد فضایی هرچند کوچک برای اعتراض و یادبود اکبر محمدی و البته حرمت میزبان را پاس ندارند.  بگذریم... که اعتراض به شیوه رهایی اکبر محمدی از بند اوین برای اعضای ادوار تحکیم رسالتی را ایجاد می کرد که شاید برای دیگران تنها در بازآفرینی اختلاف های گذشته و زنده کردن آتش انتقام تعریف می شود. باز هم بگذریم...اعضای سازمان ادورا تحکیم دیروزهم میزبان چهره های آشنای سیاسی و فرهنگی بودند. از محمدعلی عمویی و تقی رحمانی و رضا علیجانی تا محسن کدیور و هاشم آغاجری و حسین انصاری راد و البته عباس عبدی. از بابک احمدی و خشایار دیهیمی تا باوند و محمد توسلی و سعید مدنی و از بهاءالدین ادب تا احمد زیدآبادی و دیگرانی که نامشان را به خاطر ندارم آمده بودند تا یاد اکبر محمدی را گرامی دارند و اعتراض کنند به آنچه این روزها زندانبانان بر زندانیان روا می دارند. پس شاید زیباترین تعبیر را هاشم آغاجری داشت وقتی که زندانبانان را در مقابل جسم بی جان اکبر محمدی به کلاغانی تشبیه کرد که دفن زودهنگام جنازه را تنها مفر خود می دیدند. اما این گردهمایی اعتراضی یک پیام هم داشت و آن اینکه احمد باطبی اکنون ششمین روز اعتصاب غذای خود را می گذراند و مبادا با بی توجهی فردا روزی شاهد تکرار جنایتی دیگر باشیم. احمد باطبی امروز نیازمند فریاد ماست...

 

«اكبر» ي ديگر اما بي‌جان/ رضا خجسته رحیمی

خواستار تشكيل "هيات حقيقت‌ياب مستقل" هستيم/بيانيه فعالان سياسی، فرهنگی، دانشجويی و مطبوعاتی ايران

اکبر مُرد، از بس که جان ندارد/ رضا دلبری

به یاد اکبر محمدی/ سراج الدین میردامادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 11:52  توسط مریم شبانی  |