فرصتی دست داد و همراه چند تن از دوستان به دیدار منصور اصانلو رفتم. بار دومی بود که او را می دیدم. دفعه اول در منزل ناصر زرافشان او نیز مهمان بود و اما این بار اصانلو میزبان بود و ما نیز چون گذشته میهمان. لاغری او شاید تنها اثر ظاهری به جای مانده از هشت ماه حبس در زندان اوین بود اگرچه در عمق چشمان او می شد گفتنی های زیادی را خواند. در بدو ورود با لبخندي برلب همچنانكه ميهمانان را خوشامد ميگفت روي به من گرداند و قدرداني كرد از آنچه تلاش بيوقفه در راه اطلاع رساني مطبوعاتي ميناميد و من نيز چون هميشه شرمنده از پاي لنگان اطلاع رساني تنها به تشكري زير لب بسنده كردم. اصانلو گویی تصمیم دارد تا روزهای آزادی از زندان را دور از مطبوعات بگذراند تا شاید درپس این رویکرد، آرامشی حداقلی را برای خانواده خود ارزانی دارد. پس تنها به ميزباني ميهمانان ميپرداخت و توصيف خويش از روزهاي زندان را اينچنين بيان ميكرد: در زندان به نقاط ضعف خود پي بردم. زندان تنها فايدهاش خودشناسي است وگرنه زندان بد است بد است بد است. اصانلويي كه من در منزل زرافشان ديدم با سرسختي از مواضع خود دفاع ميكرد و اصانلوي امروزاما به عقيده من با يك گام به پيش منطق را نيز حمل بر مبارزه خود كرده است، اگرچه بعضي از دوستان عقب نشيني او از مواضعش را نتيجه ميگيرند. اما در روزهايي كه موج برخاسته ازانفعال اجتماعي ركود را بر فعاليت سياسي كشور حاكم كرده است ،هزينه شدن امثال اصانلو و موسوي خوئيني را تنها اطرافيان درك ميكنند و بس. اصانلو در خارج از زندان قطعا نقش زيادي در آگاهي بخشي جامعه نسبت به اقدامات مدني سنديكاهاي كارگري ميتواند ايفا كند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 14:22  توسط مریم شبانی
|