تبليغاتX
روزمزه گی ها - کدام پیروزی؟

می گویند حزب الله پیروز شده است. بانگ پیروزی سر داده اند و شربت و شیرینی پخش می کنند و فریاد "باالدم و بالروح" از حنجره  هاشان بلند است. اینجا ایران است. همان جایی که از آغازین ساعات جنگ حزب الله و اسرائیل پلاکاردهای سیدحسن نصرالله آذین خیابان هایش شد و چادرهای مقاومت نوای جنگ را با صدایی رسا به گوش عابران پیاده روها رساندند.اینجا ایران است، همان سرزمین که یک روز برای کشته های جنایت قانا اشک ریخت و سنگر گرفتن نیروهای حزب الله پشت پناهگاه کودکان لبنانی را ندید و امروز روزی ایستاده بر جنازه های مردم بی پناه لبنان فریاد پیروزی سر داده است. کدام پیروزی؟ مبنای پیروز خواندن حزب الله مگر چیست که اکنون باید اینچنین چشم بست بر آنچه این 30 روز گذشته است و تنها فریاد پیروزی را آنقدر بلند سر داد تا صدای ضجه مادران و کودکان لبنانی در سایه آن گم شود. متن قطعنامه 1701 سازمان ملل را چندین بار مرور کردم و هر بار امتیازی دیگر برای اسرائیل را در لابه لای سطور آن یافتم و لبخندی تلخ روانه آن سیاسیونی کردم که این روزها صدها کیلومتر دورتر از میدان جنگ از پیروزی دم می زنند. آنطور که اسرائیل دنبال می کرد، لبنان در پس این جنگ بیست سال به عقب بازگشت،هفت اسیر لبنانی آزاد نشدند و متن قطعنامه بر خلع سلاح حزب الله  تاکید می کند، نیروهای بین الملل در خاک لبنان مستقر می شوند تا مانع موشک پرانی حزب الله باشند و... و عده ای پیروزی حزب الله را نتیجه می گیرند چراکه در نبردی ایدئولوژیک نباید تن به قبول شکست ایدئولوژی داد. برای ممانعت از تضعیف ایدئولوژی می توان به راحتی کودکان را هزینه کرد و بعدها برجنازه آنان ایستاد و سرود فتح خواند. می توان کودکان و زنان را باروت تفنگ ایدئولوژی کرد و ریاکارانه بر جنازه آنان گریست تا پلاکاردهای سیدحسن نصرالله با ارتفاعی بیشتر هر روز در معابر ایران نصب گردد و از تریبون نمازجمعه فریاد برآید که: پوینده راه اباعبدالله...سید حسن نصرالله... گویی دیگر تاسف خوردن بر آینده بازماندگان جنگ نابرابر اخیر جایی در استراتژی حاکم ندارد که باید در ذیل جشن پیروزی برای حزب الله فراموش کرد از آنچه این روزها بر پرونده هسته ای کشور می گذرد. باید چشم بست بر جماعت عظیم ایرانی که هر روز فقر بر شانه هایشان بیش ازروز قبل سنگینی می کند و باید یادمان برود که انسان هایی ارزشمند مدتها است تنها چهار دیوار سلول های زندان اوین را در مقابل چشم دارند. نه...هیچکدام را فراموش نخواهیم کرد اگرچه شادمانیم از پایان یافتن جنگ لبنان و اسرائیل اما بر جنازه شهیدان این جنگ چشم نخواهیم بست و بانیان برپایی یادبودی چنین مضحک را تنها به لبخندی تلخ میهمان می کنیم.

 

جنگ و تولید آدمهای ایدوئولوگ / آمنه شیرافکن

این جنگ هم تمام شد / بهمن دارالشفایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 16:34  توسط مریم شبانی  |