برای ما ایرانیان دیگر شنیدن خبر سقوط هواپیمای مسافربری و تصادف اتوبوس و... عادی شده است. هراز چند گاهی است که می شنویم خبر حادثه ای دردناک را و تسلیت می گوییم به آنانی که جنازه سوخته نزدیک ترین عزیزان خود را به چشم می بینند و فریاد ناله آنان را تنها بازهم نزدیکان هستند که می شنوند. فقط تسلیت است که از طرف مقامات حکومتی بر سر داغدیده گان آوار می شود و روزی بعدتر فراموشی است و فراموشی...
هنوز داغدار همکاران خبرنگارمان در سانحه سقوط هواپیمای سی 130 بودیم که اتفاقی دیگر و سقوطی دیگر. هنوز سقوط های قبلی در حاشیه ذهن جای نگرفته اند که باهم سقوطی دیگربه متن می آید و بازهم تاسفی دیگر و دیگر روز فراموشی آبی است که بر این آتش شعله ور ریخته می شود و البته نیست پاسخگویی که فریاد اعتراض را بشنود...
پاسخ اما روشن است ؛ ناوگان هوایی فرسوده ایران نیازمند بازسازی است و البته ایران روزگار تحریم صنایع هوایی را می گذراند. و در این وانفسای ویرانگر است که نه واهمه ای از تحریم اقتصادی است و نه نشانه ای از درایت عقلانی. پس باید در این دیارناامید بود از آینده ای سبز که در آن جان انسانها ارزشمند تر از ایدئولوژی های بقا باشد.
در سانحه هوایی مشهد 80 نفر سوختند و مردند !/ فهیمه خضرحیدری
هواپیماهایی که سقوط شان طبیعی است / آزاده عصاران
