شنیدم که اجازه ثبت نام به بعضی از قبول شدگان آزمون کارشناسی ارشد ندادند. و بازهم شنیدم که جرم این دوستان فعالیت های سیاسی در دانشگاه عنوان شده است. پس در یک کلام به اعضای فعال دفتر تحکیم اجازه ثبت نام در مقطعی بالاتر را ندادند تا شاید از این طریق راه برای فعالیت مدعیان دروغین جنبش دانشجویی هموار شود. همان مدعیانی که البته میراث و ثمره دوران وزارت علوم دولت اصلاحات هستند که زیر چتر دروغین دفتر تحکیم میزی دارند و مهری. همان مدعیانی که پایگاه در نهاد رهبری دانشگاه ها داشتند و مجوز فعالیت خویش را با احترام از وزیر علوم دولت اصلاحات دریافت کردند.
بگذریم...شرق که بسته شد دیگر باید اخبار دانشجویی را فقط شنید چرا که اکنون کمتر مطبوعه ای دغدغه دانشگاه دارد و می داند که جنبش دانشجویی یعنی چه! اما اکنون تحلیل ها از بسته شدن شرق را که می خوانم تنها لبخندی تلخ آذین چهره ام می شود. می گویند که بسته شدن شرق ثمره تحریم انتخابات است و انسداد سیاسی در دانشگاه ها تنها دستاورد دانشجویان تحریمی. نمی دانم تحلیل های روزهای پس از انتخابات را باور کنیم که می گفتند:« تحریمی های پایگاه اجتماعی نداشتند» و « تحریمی های رای چندانی نداشتند» و یا این مقصرتراشی ها را که باعث و بانی استبداد چندیدن هزارساله ایران زمین را در عمل تحریم کنندگان انتخابات نهم ریاست جمهوری خلاصه می کنند.
از دفتر انجمن های اسلامی دیگر نشانی نمانده است که یا به کلی ویران شدند و یا مهر توقیف و تعلیق بر در ورودی آذین کردند. دلم تنگ شده برای آن روزهایی که هر پنجشنبه و جمعه صبح با اشتیاق کیف و کتاب برمی داشتم و خود را به کوچه "رجب بیگی" می رساندم و پای درس فلسفه و جامعه شناسی و...می نشستم. از دفتر انجمن های اسلامی نشانی نمانده اما این دیگر نامردی بزرگی است که حق ادامه تحصیل نیز از اعضای آن بستانند و مدعیان حمایت از دموکراسی و حقوق بشر هم تنها با طعنه بگویند: « هه! این هم نتیجه تحریم... دیدید باور نکردید...» واقعا چه چیز را باید باور می کردیم؟ مگر دیگر جایی هم برای باور دانشجویان گذاشته بودید؟ مگر کودتای کنونی در دانشگاه ها ادامه کودتای دولت گذشته علیه فعالیت های سیاسی دانشجویان نیست؟ مگر غیر از این است که شما سنگ بنا را گذاشتید و اینها هم اکنون بهترین استفاده را از جنبش تضعیف شده دانشجویی می برند.
بازهم بگذریم...این سخنان را چه فایده که اگر گوش شنوایی بود اکنون شرایط اینگونه رقم نمی خورد...پس آقایان مهرورز! خطابم با شماست...از فردا روز که دانشگاه ها باز شود بترسید. در روزهای تعطیلی دانشگاه جولان دادن و تصمیم گرفتن بسی آسان است اما مگر قرار است دانشگاه ها را همیشه بسته نگاه دارید که اینچنین افسار گسیخته می دوید؟!...